1) نقشه‌هاي دريايي (دست كم دو جريان مستقل‌، و شايد بيشتر)؛ 2) نقشه‌ٴ جهان‌نما؛ 3) نقشه‌هاي موضعي نقاط مختلف اروپا؛ راه‌نامه‌هاي بيت‌المقدس‌، و غيره‌؛ 4) نقشه‌هاي عربي و سرياني‌؛ 5) نقشه‌هاي چيني‌.

29. واژه‌نامه‌ها. تدوين فرهنگ‌هاي جغرافيايي دست‌كم در زمان مورد بحث يك سنت صرفاً عربي يا اسلامي بود. طبيعي است كه مردم عربي‌زبان هميشه به جغرافيا و واژه‌نامه‌ها علاقه‌ٴ عميقي داشتند. دو تا از مهم‌ترين آثار علمي قرون وسطا محصول اين سنت خاص بود، ولي‌ پيش از بحث درباره‌ٴ آنها، بايد به اثر قديمي‌تري اشاره كنيم به نام كتاب الامكنة والجبال والمياه از زمخشري‌، علامه‌ٴ بزرگ ايراني (1144).
دو اثر بزرگ‌تر، هر دو در سده‌ٴ سيزدهم‌، به عربي تأليف شد، اولي به‌وسيله‌ٴ ياقوت‌، و دومي‌ توسط قزويني‌. معجم‌البلدان ياقوت (1228)، مجموعه‌ٴ بزرگي از موضوع‌هاي جغرافيايي است‌ به‌ترتيب الفبايي‌. اين اثر از جغرافيا به مفهوم وسيع آن بحث مي‌كند -- اخترشناسي‌، فيزيك‌، تاريخ‌، باستان‌شناسي‌، انسان‌. عجائب‌البلدان قزويني (1262)، كوچك‌تر است و به‌جاي اين كه‌ تماماً در يك‌جا به‌ترتيب الفبايي تنظيم شود، برحسب هفت اقليم به هفت باب تقسيم شده‌ است‌. اين كتاب نه تنها بر خوانندگان عربي‌، بلكه بر خوانندگان فارسي و تركي هم تأثير عميقي‌ اعمال كرد.

30. جغرافياي علمي‌؛ آثار عمومي‌. اكنون به‌نقطه‌ٴ اوج همه‌ٴ فعاليت‌هاي جغرافيايي مي‌رسيم‌: تشكيل نظريه‌هاي جغرافيايي و تأليف رساله‌هايي كه در آنها براي ادامه‌ٴ موضوع‌ها و نظريه‌هاي‌ معلوم سعي شده است‌. اين رساله‌ها الزاماً در سطح فكري بسيار بالايي نبود، و مانند امروز هر نوع رساله‌اي نوشته مي‌شد، و آثار واقعاً خوب‌، مطابق روز و داراي افكار بلند، تقريباً كم‌ياب‌ بود. اين رساله‌ها، ارزش عملي‌شان هر چه باشد، اسناد جالبي‌اند. اينها همراه با اكتشافات‌ حقيقي‌، كه بسيار بيشتر جنبه‌ٴ شخصي دارند و حتي ممكن است اتفاقي باشند، به ما امكان‌ مي‌دهند تا پايه‌ٴ علمي كشورهاي مختلف را ارزيابي كنيم‌.
مزيت اسلام بر قلمرو مسيحيت در اثناي آن دو سده ادامه يافت‌، و درست در اواخر آن بود، كه مساعي مسيحيان كاميابي‌هاي بزرگ‌تري را در آينده نويد داد.
از آن‌جا كه مسلمانان پيشاهنگ بودند، بگذاريد با آنان شروع كنيم‌. محمدبن علي زُهْري‌ اندلسي اندكي پس از 1140، رساله‌ٴ بزرگي نوشت‌. ادريسي مراكشي كه در دربار نورمان در سيسيل (صقليه‌) اقامت داشت‌، مفصل‌ترين توصيف جهان را در قرون وسطا براي روجر دوم‌ تأليف كرد. در سايه‌ٴ اين امر كه موٴلف تحت حمايت يك سلطان مسيحي بود، مانند ساير جغرافيدانان عرب خود را به دارالاسلام محدود نساخت‌، بلكه درباره‌ٴ بسياري ممالك مسيحي‌ هم به بحث پرداخت‌. ادريسي در اثناي سال‌هاي 1154 و 1166، دايرةالمعارف جغرافيايي‌